حال و روز کودکان پرورشگاهي
وضعيت کودکان پرورشگاهي را نمي توان قابل قبول دانست. کودکان بي سرپرست و بد سرپرستي که به بهزيستي منتقل مي شوند بايد در شرايط و محيطي قرار بگيرند که درد خانواده نداشتن برايشان جبران شود اما اوضاع به گونه ي ديگري رقم مي خورد. اين اوضاع هم شامل مدت زماني است که آن کودکان در پرورشگاه زندگي مي کنند و هم پس از استقلال آن ها را در بر مي گيرد. در ادامه برخي از مشکلات پرورشگاه ها را مي آوريم.
1- فضاي کم
فضاي پرورشگاه بايد تا حد امکان مانند خانه باشد و حالت پادگاني و اردويي به خود نگيرد. لازمه ي اين امر بزرگ بودن ساختمان پرورشگاه است اما چنين نيست و معمولا در هر پرورشگاه دو برابر ظرفيت آن، کودک نگه داري مي شود. محدوديت فضا براي کودکاني که به طور طبيعي اهل جنب و جوش هستند طاقت فرساست و امکان بازي و شادي را از آنها مي گيرد.
2- مربيان بي عاطفه
بيشتر مربياني که در پرورشگاه ها فعاليت دارند صرفا به وظايف اداري و محيطي خود عمل مي کنند و توجهي به عواطف کودکان ندارند درحالي که بزرگ ترين نياز کودکاني که خانواده ندارند محبت است. کودکي که از مهر پدر و مادر بي بهره است انتظار دارد دست کم از مربي خود روي خوش ببيند اما مربيان به اين بهانه که توان برقراري ارتباط عاطفي با سي چهل نفر را ندارند، رفتار خشکي از خود بروز مي دهند.
3- آموزش هاي ناقص
آموزش از مهم ترين اموري است که بايد به بهترين شکل به کودکان بهزيستي ارائه شود اما وضعيت آموزشي پرورشگاه ها به اندازه اي ضعيف است که بايد آن را بحراني توصيف کرد. اساسي ترين چيزي که بايد به اين کودکان آموزش داده شود روش زندگي جامعه پس از استقلال است تا يک کودک بداند پس از 18 سالگي که از پرورشگاه مستقل مي شود با چه جامعه اي روبه رو خواهد شد. سازمان بهزيستي در اين زمينه بسيار ضعيف عمل مي کند به گونه اي که بسياري از اين کودکان پس از استقلال و ورود به جامعه دچار مشکلات زيادي مي شوند. در واقع يک کودک به مدت 18 سال در پرورشگاه مي ماند و دولت آن همه براي او هزينه مي کند اما در پايان و با مستقل شدنش در دام آسيب هاي اجتماعي مي افتد چون پيش از آن با اصول زندگي در جامعه و حقوق شهروندي آشنا نشده بود.
مسئله ي ديگر عدم مهارت آموزي به اين کودکان است لذا آن ها پس از استقلال هيچ کاري بلد نيستند و طبيعتا يا گرفتار بيکاري مي شوند يا بايد به مشاغل موقتي و سطح پايين تن بدهند که نه فايده اقتصادي برايشان دارد نه فايده مهارتي.
4- قطع حمايت بهزيستي پس از استقلال
وقتي يک کودک پرورشگاهي به 18 سالگي مي رسد بايد پرورشگاه را براي هميشه رها کند. سازمان بهزيستي براي اينکه دست او خالي نباشد مبلغي در حدود 18 ميليون تومان به او مي دهد. حالا يک نوجوان 18 ساله با 18 ميليون بايد به فکر مسکن، ازدواج و اشتغال خود باشد! طبيعتا چنين چيزي امکان پذير نيست و سازمان بايد پشتيباني خود را از اين افراد ادامه دهد اما به بهانه کمبود بودجه از اين کار سرباز مي زند.
چه بايد کرد؟
بهترين و منطقي ترين راه براي حل مشکلات کودکان پرورشگاهي انتقال آن ها به خانواده هاي متقاضي است اما متاسفانه قوانين اين امر به اندازه اي سخت هستند که کمتر خانواده اي مي تواند به آن تن بدهند. توجه دولت به اين کودکان و آينده مبهم آن ها چيزي است که مي توانند زمينه تسهيل قوانين فرزند خواندگي را فراهم کند اما افسوس که هيچ کس به اين کودکان بي کس کاري ندارد.
محمد حمله دار
برچسب:
نویسنده: کسری امیری